در اتوبوس نشسته‌ایم. بادام‌زمینی سرکه‌نمکی می‌خوریم و در مقابل وسوسه‌ی لیسیدن انگشتان در ملأعام، مقاومت می‌کنیم.

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Anonymous 1

باید ازتون تجلیل میشد. خیلی مقاوم بودید..

حرف زیادی

هااا هاااا اصل نیت آدم هاست پزشک جامعه و لیسیدن انگشتان!! تاسف آوره!

n

تو اتوبوس که مهم نیست !

خاطرات تلخ زندگی یک پزشک

سلام خوبی دکتر مرسی از لطفتون دکتر جسارتان شما کجا کار میکنید طرحید؟ گاهی در دنیای ناشناس اینترنت هم باید خودسانسورس کرد و نمیدانم اینجا نگران کدامین نگاه هستیم که با شنیدن حقیقتی دیگر درباره ما اخم میکند

فرزانه حقیقت

می تونستید کاملاَ اتفاقی یه چیزی رو بندازید زمین بعد کلی صفا کنید[مغرور]

آناهیتا

راحت باش عزیز من اینقدرها هم که فکر می کنیم مردم به ما خیره نیستن

Ernest

در لابی یونی نشسته ایم در حال خوردن رانی آناناسی که به قسمت زجر آورش میرسیم یعنی دل کندن از تیکه های آناناسی که تهش گیر کرده! [زبان]

roya

کیف کثیف کاری موقعیه که تو ملا عام طوری رفتار کنی[من نبودم] که انگار کسی نگات نمیکنه بعد اگه کسی دیدت یه لبخند خجالت[خجالت] همراه با شیطنت بزنی [نیشخند]اخ که چقد کودک درون ادم زنده میشه[مغرور]