سه تا از عزیز‌ترین کتابهام را امانت داده‌م به کسی که سالی یکبار می‌بینمش. الان یازده ماه مونده تا ببینمش.

/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یگانه

خوب حداقل یکی یکی بهش میدادی کتابها رو... اینجوری که دق میکنی دکتر!

رها

الان دیگه کمتر از یازده ماه مونده .چیزی نمونده تا عید .این نیز میگذرد.[خنده]

هانیه جوادی منش

سلام خوب اینکه اشکالی نداره بازم جای شکرش باقی که کتاب بوده ضمن اینکه این باعث می شه شوق دیدن زیاد بشه و هرگز اون ادمها بخاطر کتابها هم که شده تاروز موعود فراموش نکنین

هانیه جوادی منش

اون موقع می ید شهید راه عشق ضمنن شما که با قرص زیر زبونی باید خوب اشنا باشین ؟

جلال

.............. این مسائل ریفلاکس آدم رو تشدید میکنه...........

حالا چه فرقی میکنه

حالا دعا کن که سر همون یک سالم ببینیش بیشتر طول نکشه![مغرور]

گولیا

[لبخند] اگر این قدر حساسی چرا کتاب قرض می دی؟

بهار

آااخ آخ آخ!...[نیشخند] نگرانم. یه کلکی سوار کن سریع تر ببینش. وقتی داری باش قرار می ذاری بگو راستی کتابام یادت نره و اینا. چه طوره؟ [متفکر]