بی اعتمادی‌ها از آنجا شکل‌ گرفت که بعضی‌ها بجای تار سبیل، موی دماغشان را کندند و گذاشتند گِرو.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم

حالا بازم جای شکرش باقیه که از انبار پشتیه گرو نذاشتن!

سانتا

خدا رو شکر میثم حرفی میزند که حرفی رویش نیست! ولی بی اعتمائی از همانجا شروع شد که او گفت

در سایه خیال

هنرمند باید خلاقیت داشته باشه.. دکتر شما وقتی تیغ جراحی نداشته باشی از چی استفاده میکنی؟ مهم اینه که تار، سیم یا سبیل، درست کوک بشه و صدا بده! سعی کن عظمت در نگاه تو باشد، نه در تار سبیل

آئورا

جدی نگرفتم البته! نمره ی قرآنم افتضاح ترین نره ی این ترمم شد.خواهش از ربط.بوی جوراب رو هم در ذیل متن توضیح دادم،چیز بدیه کلا!

فاطمه

سلام شدیدا مایل به تبادل لینک هستم آخه از وبت خیلی خیلی خیلی خوشم اومد

حمید

سلام بر همکار گرامی اسم بلاگتون خیلی جالبه این تار سبیل و موی دماغ هم خیلی با نمک بود دکتر با تبادل لینک موافقی؟

اشعار من

بی اعتمادی از اونجا شکل گرفت که : مو زن دماغ اومد !!!

جلال

............... فکر نمی کردم یه همچنین آدم با حالی در وبلاگ نویسان باشه.....دیر پیداتون کردم..........