زندگی سخت است. تاب بیاورید.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٩

 

 

ندانستن عیب است، بعد از آنکه نیم ساعت برایت توضیح داده‌‏اند.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱

 

 

وقت شما به پایان رسیده است. از آرزوهایتان دست شسته و با شلوارتان خشک نمایید.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۸

 

 

- شکمتون کار می‌کنه؟ + نه. ولی پسرم کار می‌کنه.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦

 

 

اگر خبری از من نیامد، بدان رابطه ام را با چهارپایه قطع و با طناب مستحکم کرده ام.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٩

 

 

دوست دارم زیبایی‌های زندگی را ببینم. اما دیگه چشمام وا نمی‌شن.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥

 

 

ذهن من سعی می‌کند هیچ شمارهٔ جدیدی را حفظ نکند. می‌ترسد قبلی‌ها از یادش بروند.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٧

 

 

ای کسانی که می‌گویید: «عیب کار ما را به خودمان و حسن آنرا به دیگران بگویید»، آیا واقعا اینقدر باجنبه‌ اید؟

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۸

 

 

خوشحالم امروز. توی سینما، ردیف عقبیا گفتن چقدر قدم بلنده.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٩

 

 

تدریس فشرده‌ی زبان بدن. تضمینی، برای مهاجرت و کار.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱

 

 

دوستانتان را از میان کسانی برگزینید که صدای غذاخوردنشان، دوستی‌تان را به هم نزند.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳

 

 

عید بد است، چون تمام می‌شود.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
تگ ها : بی‌عاری

 

 

بیاین کمتر بخندیم. صورت را چروک می اندازه.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢

 

 

در سن رشد بسر می‌بریم؛ سن رشد عرضی.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠
تگ ها : منحنی رشد

 

 

آیا روز تولدتان شما را به یاد سلسله باخت‌های بلاانقطاع تل‌انبار شده‌ی زندگیتان می‌اندازد؟ بیایید بغلمان.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۸

 

 

از وقتی که مجبور شدم آشپزی کنم، فهمیده‌م شور و بی‌نمک شدن غذا چندان ارتباطی به دوتا شدن آشپز نداره.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤

 

 

‌تبدیل‌شدن از تقلب‌دهنده به تقلب‌گیرنده، از رقت‌انگیز‌ترین خاطرات دانشجویی خیلی هاست.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳

 

 

‌ای کسانی که در مراسم ترحیم من بلاانقطاع خمیازه خواهید کشید، شب‌ها زود‌تر بخوابید خب. بی‌انصاف‌ها.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥

 

 

سه تا از عزیز‌ترین کتابهام را امانت داده‌م به کسی که سالی یکبار می‌بینمش. الان یازده ماه مونده تا ببینمش.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠

 

 

فقط آنکه اسکار می‌گیرد، می‌ تواند برود آن بالا و حرفهای جالب بزند. حرفهای جالب بقیهٔ نامزد‌ها، دود می‌شود و می‌رود هوا.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

صفحه بعد