دوستانتان را از میان کسانی برگزینید که صدای غذاخوردنشان، دوستی‌تان را به هم نزند.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳

 

 

عید بد است، چون تمام می‌شود.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
تگ ها : بی‌عاری

 

 

بیاین کمتر بخندیم. صورت را چروک می اندازه.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢

 

 

در سن رشد بسر می‌بریم؛ سن رشد عرضی.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠
تگ ها : منحنی رشد

 

 

آیا روز تولدتان شما را به یاد سلسله باخت‌های بلاانقطاع تل‌انبار شده‌ی زندگیتان می‌اندازد؟ بیایید بغلمان.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۸

 

 

از وقتی که مجبور شدم آشپزی کنم، فهمیده‌م شور و بی‌نمک شدن غذا چندان ارتباطی به دوتا شدن آشپز نداره.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤

 

 

‌تبدیل‌شدن از تقلب‌دهنده به تقلب‌گیرنده، از رقت‌انگیز‌ترین خاطرات دانشجویی خیلی هاست.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳

 

 

‌ای کسانی که در مراسم ترحیم من بلاانقطاع خمیازه خواهید کشید، شب‌ها زود‌تر بخوابید خب. بی‌انصاف‌ها.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥

 

 

سه تا از عزیز‌ترین کتابهام را امانت داده‌م به کسی که سالی یکبار می‌بینمش. الان یازده ماه مونده تا ببینمش.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠

 

 

فقط آنکه اسکار می‌گیرد، می‌ تواند برود آن بالا و حرفهای جالب بزند. حرفهای جالب بقیهٔ نامزد‌ها، دود می‌شود و می‌رود هوا.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

 

 

حالا فرض‌کن به هزار بدبختی تونستیم بریم بهشت. این دفعه سیب آزاده یا باز دوباره همین بساطه؟

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢

 

 

استفاده‌ی همگانی از تکنولوژی نائب‌الزیاره، می‌تونه باعث صرفه‌جویی بزرگی در میزان مسافرت‌‌های برون‌شهری بشه.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸

 

 

یه کارت اینترنت میخری، بیشتر از نصفش استفاده نمیشه، تاریخ اعتبارش میگذره و میندازیش دور. اینم یه جور اسرافه؟

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۳

 

 

- "... خلاصه، منو بردند بیمارستان و از فرق سر تا ناخن پامو نوار قلب گرفتند..."

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠

 

 

بی اعتمادی‌ها از آنجا شکل‌ گرفت که بعضی‌ها بجای تار سبیل، موی دماغشان را کندند و گذاشتند گِرو.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱
تگ ها : چک تضمینی

 

 

سه تا سوره‌ را پشت سر هم از حفظ می‌خواند. می‌فرماییم با تحسین: چه سریع. می‌فرمایند: تازه! سوسن خانومو از این هم تندتر می‌خونم.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩

 

 

در اتوبوس نشسته‌ایم. بادام‌زمینی سرکه‌نمکی می‌خوریم و در مقابل وسوسه‌ی لیسیدن انگشتان در ملأعام، مقاومت می‌کنیم.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۳

 

 

چهارزانو نشسته کف درمانگاه. بچه را می‌خوابونه توی بغلش و میگه: "شیر نمی‌خوره. بهش چای میدم." بچه‌ی شش ماهه.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
تگ ها :

 

 

اینم که می‌بینی تا حالا از این کشور نرفتم فقط به خاطر اینه که هنوز با توالت فرنگی کنار نیومدم.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧
تگ ها :

 

 

6تا پیامک تبریک ازدواجت میاد. پیامکهای تشکرت نمیره. مجبور‌میشی زنگ‌بزنی. 6تا مکالمه‌ی نیم‌ساعته‌ی موبایل‌راه‌دور.

  
نویسنده : ریفلاکس ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧
تگ ها :